تغییر در روان انسان، تنها انقلاب واقعی
۸
مراقبه مانند سخت کارکردن است. مراقبه به عاليترين شکلی از ديسپلين تکيه دارد _ نه اينکه از طرحی تبعيت کند، يا به تقابلی اشاره داشته باشد، يا گوشبفرمانبودن را تحمیل کند؛ بلکه نوعی از نظم و ترتيب در آن عملکرد دارد که متأثر از هوشياری مداوم موجوديت مييابد، و نه تنها در عرصهها و نمودهای بيرونی شما، بلکه نقشی جدی در درون شما نيز ايفا ميکند. بنابراين مراقبه گوشهگيری نيست، بلکه نمود عملکردن در زندگی روزمره ميباشد؛ نمودی از همگرايی و همکاری، که نيازمند حساسيت و بصيرت همهجانبهايست. بدون مبنايی کامل از يک نيروی همهجانبه، مراقبه همانند گريزی خواهد بود که فاقد کمترين ارزشی است. يک زندگی منظم برابر با همانی نيست که بصورت دنبالهروی از معيارها و ارزشهای عام در جامعه پيش ميرود؛ بلکه در حالتی همچون رهابودن از حسادت، حسرت، حرص و آز و اشتياق به سلطهگری و تمايل به قدرت خود را مينماياند _ هر يک از چنين حالاتی به آسانی زمينهساز دشمنيها خواهد شد. رهايی از همه اينها براساس تمايل و اشتياق پيش نمی رود، بلکه با شکلگيری حالتی از دانايی است که تحتتاثير خودآگاهی بدست ميآيد. بدون آگاهی از هر عملی که يک فرد انجام ميدهد، انجام عملی همچون مراقبه جز يک شوخی مسخره و يا صرفاً ارضاء تمايلات ذهنی خود، چيز ديگری نخواهد بود و در چنين حالتی مراقبه فاقد کمترين ارزشی است.
ادامه ...
نوشته شده در ساعت: 04:33 pm توسط:
فرا - مرزی